مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
966
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
--> - 1 . ملعنت : دور بودن از رحمت خدا . 2 . زهار : حدود فرج وذكر را گويند . 3 . ثقات ( جمع ثقة ) : شخص مورد اطمينان . 4 . فجره ( جمع فاجر ) : جنايتكار . 5 . مهين : بزرگتر . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 124 - 125 در كتاب بحار وديگر كتب اخبار مسطور است كه : چون بعد از شهادت سيدالشهدا وشهداى دشت كربلا ونهب خيام مباركه وآتش زدن خيمهها وآن مصائب بزرگ ورزيت عظيم كه بر عترت نبي كريم فرود آوردند وبه فرمان پسر سعد عليهالنحوسة واللعن ذريهء رسول وجگرپارههاى بتول وأولاد سيف مسلول وبرادر رسول را بر آن حال كه قلم را نيروى رقم وزبان را قدرت بيان وگوشها را طاقت شنيدن نيست ، بر شترها سوار وبه طرف كوفه رهسپار كردند ، سيد سجاد را غل جامه بر گردن بر نهادند وبه سبب اين كه آن حضرت را از شدت مرض تاب وتوان اندك بود ، هر دو پاى مباركش را از زير شكم شتر از هم آويختند تا مبادا از بالاى شتر درافتد ؛ وبانوان سرادق عصمت وخاندان طهارت را به اين هيأت روان داشتند . سپهر ، ناسخ التواريخ حضرت سجاد عليه السلام ، 2 / 134 با اين كه چنان كه نوشتهاند : گاهى كه علىبن الحسين عليهما السلام را به روى درآوردند ؛ وآن ملعون چون گرگ گزنده وذئب 1 گيرنده چشم به أو همى دوخت ؛ واز آن كه از چه روى آن حضرت بجاى مانده ؛ ومدتي در وى نگران گشت آن وقت گفت : اين شخص كيست ؟ گفتند : وى علىبن الحسين است ، واز آن پيش آن ملعون را به قتل علىبن الحسين خبر گفته بودند ؛ از اين روى در عجب رفت وگفت : مىگويند علىبن الحسين محققاً كشته شد ؛ پس آن حضرت فرمود : آرى علىبن الحسين برادر من بود ومردمان اورا بكشتند . وابنشهرآشوب روايت مىكند : كه آن ملعون با امام زينالعابدين گفت : « وا عجباً لأبيك سمّى عليّاً وعليّاً » يعني عجب است كه پدر تو پسران خود را على همى نام گذارد ، فرمود : « إنّ أبي يحبّ أباه فسمّى باسمه مراراً » پدرم پدرش را دوست مىداشت ، از اين روى فرزندان خود را مراراً 2 به نام مباركش نام مىنهاد ، يزيد گفت : توئى آن كس كه پدرت همىخواست خليفه باشد ؟ ! « الحمد للَّهالّذي أمكنني منه وجعلكم أسرى بين يديّ يراكم القريب والبعيد والحرّ والعبد ما لكم من ناصر ولا كفيل » ، شكر وسپاس مخصوص خداوند است ، كه بر شما مرا نيرومند ساخت ، وشما را در حضور من به اسيرى درآورد ونزديك ودور وآزاد وبنده در شما نگران هستند ؛ وشما را ناصري وكفيلى نيست ، علي بن الحسين عليهما السلام در جواب فرمود : « مَنْ كان أحقُّ من أبي بالخلافة وهو ابن بنت نبيّكم ؟ » كدام كس از پدرم به خلافت سزاوارتر است ؟ وحال آن كه وى پسر دختر پيغمبر صلى الله عليه وآله شما است ؛ واز -